خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
460
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
موصوف به صورت اجتماع صحيح است يا نه ؟ ج - همچنين در موارد بسيارى ديده مىشود كه جمع اوصاف با صحت ، نمىتواند اتحادى را كه محصل ماهيت موصوف باشد ، نشان دهد - مانند سياه و گرم - و تا اينگونه نباشد حد نخواهد بود . د - ممكن است قسمت به ذاتيات نباشد و مثلا حيوان را به ماشى ( رونده ) و غيرماشى تقسيم كرده باشند ، و در اين صورت غيرذاتيات را در حد آوردهاند . ه - همچنين ممكن است قسمت ، اولى نباشد - مانند آنكه جسم را به ناطق و غيرناطق تقسيم كنند - و بر اين اساس ، بعضى از ذاتيات ساقط خواهند شد . و - امكان دارد كه جمع اوصاف به ترتيبى كه در حد ، بايد باشد ، اتفاق نيفتد و اين سوءترتيب باعث اخلال حدّ شود . ز - اگر همهء اوصاف اجتماع كنند ، چگونه مىتوان پىبرد كه آن اوصاف حد است . اگر گفته شود : زيرا مجموع آن اوصاف قولى است دالّ بر ماهيّت . در اين صورت حدود صغرى عين نتيجه يا مشتمل بر نتيجه خواهد بود . استقرا نيز نمىتواند حد را اكتساب كند ، زيرا استقراى حقيقى در مورد اشخاص محسوس بوده و چنانكه گفته شد اشخاص محسوس داراى حد نيستند . همچنين اگر در استقرا حدى معلوم شود ، از دو حال بيرون نيست . يا آن حد ، نخست ، حد يكيك جزئيات بوده و بعد از آن ، آن را به حد نوعى منتقل مىكنند - مانند حكمى كه به وسيلهء استقرا معلوم مىشود - و يا آن حد ، نخست ، حد نوع است . اما صورت اوّل ، نمىتواند باشد ، زيرا حدود جزئيات بايد مختلف باشند و اختلاف به ذاتيات نمىتواند باشد و اگر اختلاف به ذاتيات باشد آنچه در مرحلهء بعد به عنوان حد نوع قلمداد مىشود ، بيش از يك حد خواهد بود . همچنين صورت دوم هم نمىتواند باشد . زيرا حد نوع ، در مرحلهء اول براى نوع بوده و سپس بالعرض شامل جزئيات مىگردد . و محال است كه هنوز نوع و حد نوع شناخته نشده باشد ، اما جزئيات آن شناخته شده باشد . در اينجا سخن در مورد عدم كارآيى هريك از برهان ، قسمت و استقرا ، در اكتساب حد به پايان مىرسد و در مورد اينكه چگونه به وسيلهء هريك از اينها مىتوان در اكتساب حد ، فايده و نفع برد بعد از اين سخن خواهيم گفت . ان شاء الله تعالى .